::: خط خطی :::

031. قاتل ....

دوشنبه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۲:۵۳ ب.ظ

از وقتی یادمه وخیلی کوچیک بودم داداشام منو جوجه صدا میکردن {جوجه جیک جیک جوجو}

الا هم که بزرگ شدیم هنوز هم واسشون همون جوجه ام

ولی چند روزیه بجز جوجه لقب دیگه ای هم گرفتم

قاتل جوجه

یادمه پارسال داش کوچیکه 3تا جوجه خرید گذاشتشون تو کارتن جا کفش

هوا سرد بود واسه همین می آوردشون تو خونه یه روز آفتابی کارتنشونو گذاشتم

تو حیاط هواخوری درشونو هم نیمه باز گذاشتم یکیشون شیطون بودو سرشو آورده بود بیرون

منم تا حواسم نبود گربه اومد کلشو گرفت و رفت

شب بعد یکی دیگشون که تو اتاق من بود خیلی جیک جیک می کرد

منم نمیدونم از کجا اعصابم خراب بود سر اون خالیش کردم

با کنترل تی وی محکم زدم تو سرش 1ساعت بعد مرد...

سومی هم چند روز بعد مرد {باور کنید من کاریش نکردم }

داش کوچیکه مرگ هر 3تارو انداخت گردن من حتی میگفت آخری از تنهایی دق کرده

{دروغ نمیگفتا اون چند روز خیلی جیک جیک میکرد و بیقرار بود}

واما جوجه های خوشگل خودم این

{واقعا از گفتنش خجالت میکشم اما چه میشه کرد باید اعتراف کرد}

چند روز پیش جوجه هامو بردم هواخوری گذاشتمشون تو یه جعبه فیبری

دور جعبه ورق فویل کشیده شده {از داخل } ویه لامپ توش بود

که واسه گرم نگه داشتن جعبه استفاده میشد {تو شبا که سرده }

و دماسنجی که باهاش دما رو کنترل می کردم

بالای در جعبه شیشه کار شده تا داخل جعبه دیده بشه

همون صبح که گذاشتمشون تو حیاط لامپ رو روشن کردم و درشونو بستم و اومدم خونه .....

{اومدم پا نت}

والا دیگه بقیه اش گفتن نداره.....

ظهر رفتم تو حیاط در واقع کامل فراموش کرده بودم جوجه هارو

تازه فهمیدم چه گندی زدم دمای جعبه چیزی بالای 50درجه بود

{دماسنج فقط 50تاشو نشون داد بیشتر از 50عدد نداشت}

لامپ خودش گرمای زیادی تولید میکرد فویل دما رو بالاتر می برد

و نور خورشید که از تو شیشه داخل میتابید ......

بیچاره ها حتی فرصت نکرده بودن چشاشونو ببندن همونطور از گرما خشک شده بودن


+ داداشام دیگه جوجه جوجه کُش صدام میزنن.......




۹۳/۰۲/۰۱ موافقین ۱ مخالفین ۰
ته خطی ...

نظرات  (۱۱)

همونی که گفتم به اسم من بذار؟؟؟؟؟؟
نفس کش...........
پاسخ:
اوهوم ببین همونی که دورش قرمزه اسمشو پاک باخته گذاشتم خیلی هم شیطون بود....
http://8pic.ir/images/05625840840930562426.jpg
سلام جوجه کش
خخخخخخخخخخخخخخ
پاسخ:
سلام ع نگفتم اسم یکیشون پاک باخته بود {قهوه ای بود}
روحت شاد....خخخخخ
سلوووم اباجی ته هر چی جوووجه کش :))
پیش اومده شومام ک قصدی نکردین ذهنتونو پاک کونین بهش فک نکونین اونا بلاخره میمردن بععله :))
جوووجه باس پیش ننش باشه سرحالو زنده بمونه من فسقلیامون هعی میگوفدن جووجه بخر ولی براشون نخریدم برا اینکه خوشیش ب غم و عزای بچچه در عاخر قصه نمی ارزه شوما وله ولش بیخیال :))
چطورین بد همشهری خخخخخخخخخخخ :))
اصن اخم بهتون نمیادا اون آیکونه قرمز ک گذاشده بودین بشدر دل منو ع خنده برد :))))))))))))))))))
اصن لر و اخم والا ی چی موگوییندا خخخخخخخخخ :))
لرها بی غمترین موجودات روی زمینن اگرم غم داوووشده باوووشنو اونقد مکمن ک فخط لبخند میزنن حالا اون قهقهه هاشونو فخط فاکتور میگیرن خخخخخخخ :))
چاکککرات همه اباجیای گل منجمله شوما عاخر معرفت ک هموشه چراغ کلبه کووولنگه مارو رووووشن نگهداشتین و زت همه همشهریای ننمون زیاووود در حد لالیگا و این حرفا :))))))))))))))))))))))
پاسخ:
سلام داداشی
بیخیال که مردن اصلا فدای سرم به من چه اونا بی ظرفیتن...)))))
البته قبلا جوجه بزرگ کردما الا 7ماهشونه 4تا خروس و 3تا مرغ تازه شروع کردن به تخم گذاشتن....
نمیخواد واسشون جوجه بخری جوجه رو فخطباید داد دست خودم یا شاپرکی...والا
اون ایکونه تزیینی بود اگه واقعی بود که فرار نمی کردم :)))))))
از لرا که هرچی بگی کم گفتی از بس خوبیم....
روشن نگه داشتن چراغ وظیفمونه پسر همشهری.....:)))))))))))
جوجه کش...نچ نچ نچ.....:))
پاسخ:
:)))))))))
بعله واقعا سرشونو بیخ تا بیخ بریدیم
تازه دیده بودیم چطوری سر مرغو میبرن
کاملا اصولشم رعایت کردیم:)))))))))
پاسخ:
باز خدارو شکر حلال بریدید :))))
ولی روحیه خشنی داشتید
چطوری جوجه کش؟:)
عیب نداره منو آبجیمم کوچیک که بودیم مامانم برامون چندتا جوجه خرید ظهر که خوابید با آبجی جونم رفتیم سر وقتشون با چاقو میوه خوری سرشونو بریدیم:)))
مبینی چه روحیه لطییییییییییفی داریم ما؟:)
پاسخ:
وااای ببین کی داره به من میگه جوجه کش ....
من که ناخواسته بوده جوجه کش اصلی تو و خواهرتی که ......
واقعا سرشونو بریدید
{آیکون ته خطی که از تعجب دهنش وا مونده}
سلام.
با سوالی در مورد امر به معروف به روزیم...؟؟؟؟
منتظر نظرات زیبای شما هستیم...

ممنون میشم اگه مشارکتی در این بحث داشته باشید...
التماس دعا
اللهم عجل لولیک الفرج
یا علی مدد
ته خطیییییییییییییییییییییییییییی...
دلم کبااااااااااااب شد... 
آخی... 
حواستو بیشتر جمع کن، جوجه کش خان! 
پاسخ:
چشم چشم حالا فعلا که جوجه دستم نمیدن....
یاابوالفضل...آغا من چند بدم دیگه به وبم سرنزنی؟؟؟؟
ماماااااااااااان من میترسم:((((((((((((
پاسخ:
مخاطبمو پس بدی کافیه ..هاهاهاها
آخی :(
عذاب وجدان الان نداری قاتل :P
پاسخ:
دروغ چرا اوایل کمی ولی دیگه نه...
بحث عادته دیگه....:D
وااااای
طفلیاااا
دلم سوخت براشون :(

ای جوجه کش (اینو دو جور میشه خوند : جوجخ کُش یا جوجه کِش )
ولی خب 
تجربه شد واست که دفعه بعد یخورده سرچ کن یخورده معادلات فیزیکی رو در نظر بگیر بعد واسشون لونه بساز 
ایشالله دفعه بعد پرورش جوجه میزنی :)) 

پاسخ:
دل سوزی چه فایده پوکیدن....
همون اولی دیگه
نه دیگه تمام معادلاتم درست بود شبا لامپ دستگاه رو روشن میذاشتم و درشونو نیمه باز دما ثابت میموند رو 38 بیرون باید درشونو کامل باز میذاشتم بدون لامپ که من فراموش کردم...
بی احتیاطی خودم بود...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی