::: خط خطی :::

054. من نبودم

سه شنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۰:۳۷ ق.ظ


من نمیخوام دستم به خون هیچ جوجه ای آغشته بشه و تصمیم گرفتم فقط بهشون خوبی کنم

ولی نمیدونم چرا همش همه چی برعکس میشه جوجه هامو که معرف حضورتون هست اینا  رو میگم

یکیشون چند روزی ناخوش بود یعنی حس می کردم بی حاله {فک کنم سرماخورده بود}

غذا نمیخورد و یه گوشه می نشست و فقط نیگا می کرد دیروز دیدم اینطوری فایده نداره

با این کاراش از گشنگی می میره از تو حیاط آوردمش طبقه بالا و گذاشتمش رو تراس

واسش آب و دونه گذاشتم نمیخورد منم خودم به خوردش دادمشون

{دهنشو باز کردم و دونه انداختم تو دهنش آب هم دادم بهش}

بعد هم واسه خوب شدن سرماخوردگیش بهش شربت سرماخوردگی دادم...

دو دقیقه بعد یهو جوجه افتاد به بال بال زدن خودشو میزد زمین و میپرید هوا {عین مرغ سرکنده ها}

1دقیقه ای رو بال بال زد و بعد افتاد و مرد ...

خب چیکار میشه کرد عمرش به دنیا نبود....

و بدین وسیله یکی از جوجه ها از دور رقابت های زنده ماندن جوجه ای حذف شد


+داداش بزرگه می گفت باید شربت مخصوص سرماخوردگی طیوری که تو طاقچه انباری بود

رو بهش میدادم ...بابا این حرفا چیه شربت شربته دیگه جوجه بی ظرفیت بود



۹۳/۰۲/۲۳ موافقین ۰ مخالفین ۰
ته خطی ...

نظرات  (۱۳)

من وقتی وارد دوره ی بالینی شدم ورفتم بیمارستان,به هرحال به یکی احتیاج دارم که چیزایی که یادگرفتمو روش آزمایش کنم...موشی چیزی...خب چه کاریه میام تورو میبرم,وجودت که به دردی نمیخوره فقط جوجه میکشی:)))
پاسخ:
برو بابا من با ریئس جمهور هم فالوده نمیخورم بیام ور دست تو دیگه چی فخط همینم مونده....
شغل شریفمو بیشتر دوس دارم:D
میگن هرکس تو یه زمینه ای استعداد خاصی داره و به درد یه چیز میخوره!!!
راست میگن!!!تو در این زمینه تبحر خاصی داری!!!در قـــــــــــــــــــــاتــــــــــــــــــل بودن!!!;-)
پاسخ:
خب خدارو شکر که بلاخره استعدادمو یکی واسم کشف کرد داشتم نا امید می شدم :D
ساراسادات.
همون ذوستم که پرسید جریان جوجه چیه و ....
ناراحت شدی ببخشی. جالب بود آخه. :|
پاسخ:
نه بابا این چه حرفیه اتفاقا کامنتشو خوندم و کلی خندیدم..:D
جوجه کش....:))
پاسخ:
:D
شانس آورد سرم دم دستت نبود وگرنه زیر سرمم میبردیش :|
اصن ی پیشنهاد تا شما مجردی و تو اون خونه قید جوجه داری رو بزنین
ثواب داره ها :|
پاسخ:
اصلا 2دقه بعد افتاد به مردن کارش به سرم نکشید:D
خو چرا قیدشو بزنم من خیلی جوجه هارو دوس دارم و بهشون عشق می ورزم..:D
والا زیاد دقیق خوابمو یادم نمیاد,فقط یادمه تو شهر شما دانشگاه بودم وباهم دوست بودبم....کلا وقتی بیدار شدم حس خوبی داشتم[آیکون عشق به ته خطی]
پاسخ:
ای جان میدونی اینا همش نشونه چیه؟؟
اینکه من واقعا فرشته و گل و خانم و مهربون و....... هستم {آیکون خود شیفتگی}
تو روحت...دختر برو خدارا شکر کن دکتر نشدی وگرنه فاتحه مریضا از دم خونده شده بود....
قاتل جانی....جوجه کش...برو توبه کن به درگاه ایزد منان بلکه از سر گناهانت بگذرد...باشد که شمارستگار شوید:|
پاسخ:
تو روح خودت اصلا خیلی هم دلشون بخاد دکتر به جیگری من گیرشون نمیاد که:D

از چی توبه کنم من که کاری نکردم خودش مریض بود در ضمن من که رستگار شدم تو برو خودتو رستگار کن :D
۲۳ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۳:۳۵ آقای روان پریش
ایکون بستی و گل به ته خطی


پاسخ:
قبول نیست باید نقدی حسابش کنی
ته خطی؟؟؟؟
اینم کشتی!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خدا به اون سه تا رحم کنه
بلایی سر اون خروس خوشگله بیاری با من طرفی گفته باشم[آیکون شاپرک خشمگین]
پاسخ:
کی من؟؟؟نه واقعا من؟؟؟
به شدت تکذیب می کنم من نبودم شربت بود....
باشه قول میدم نزدیک خروسه نکنم تو عصبی نشو....
وااااااااااااااااااااا
پاسخ:
والا......
۲۳ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۱:۵۸ آقای روان پریش
نکن گناه دارن..تو که اینکاره نیستی خو چرا جوجه میگیری..اره قبول مریض بود اما توهم زدی ناکارش کردی دیگه
پاسخ:
باور کن اومدم ثواب کنم ...........................
خو دست من نبود که....
شما به صورت پارالمپیک جوجه نگه میدارین عایا؟!
حال نداشتی بری شربتشونو بیاری کشتیشون!؟
(تلاش برای ایجاد عذاب وجدان!!!)

+ من دیگه حرفی ندارم. :)
پاسخ:
بله بنده الا 4تا بلدرچین 3تا خروس لاری 2تا مرغ لاری 7تا مرغ و خروس محلی
 {که البته جوجه بودن و خودم بزرگشون کردم} و 3
تا هم جوجه {همینا که الا دیدی} نگهداری می کنم....البته تلفاتشونو نشمردم...
ای کوفت بره تو دلش فک نمیکردم بمیره ....

+منم حرفی ندارم :D
خسته نباشید عرض میکنم خدمت شما جوجه دار گرامی.
اولا ما به این جوجه ها نمیگیم ژاپنی. میگم جوجه محلی.
ثانیا حق با برادر گرامی هست. از داروهای طیور استفاده کنید.
ثالثا اگر داروی طویر نداشتین، با توجه به جثه ی حیوان مورد نظر داروی انسان رو براش تجویز کنید که over dose نکنه حیوون بیچاره.
خدا جوجه هاتونو نگه داره براتون. :)
پاسخ:
مرسی گلم....
من هی میگم اینا ژاپنی ان شما باز بگید محلی من که ندید بدید نیستم دورتا دورمو جوجه محلی گرفته
بابا اینا نژادشون با این محلیا فرق داره حتی صداشون هم با اونا فرق می کنه....
داروشونو داشتیم فقط من تنبلیم اومد برم بیارمش از شربت دم دست خودمون استفاده کردم..:D
ایشالله

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی