::: خط خطی :::

055.سرکاری

چهارشنبه, ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۳:۴۰ ب.ظ

0


یه شب کنار داداش نشسته بودم گوشیش هی زنگ میخورد داداش برمی داشت ولی حرف نمیزد

کسی که پشت خط بود هم اصلا حرف نمیزد {شماره ناشناس بود} واسه بار 5-6 زنگ زد داداش

گوشیشو داد دست من و گفت بگیر ته خطی بردار یه الو بگو ببین طرف دختره یا پسر

منم گوشی رو برداشتم:بله بفرمایید

صدا یه پسر اومد: الو سلام

گوشی رو سریع قطع کردم و دادمش دست داداش

+یه پسر بود

-خب دیگه بقیه اش با خودم

داداش جواب تلفنشو نداد شروع کرد به اس دادن داداش دومی هم سرکارش گذاشت

این پسره خنگ احمق تا 3ماه اس میداد و واسه داداشم لاو می ترکوند

بعد جالبه به داداشم می گفت سوگلی...

این سوگلی {طبق دروغای داداش}تو یه خانواده شلوغ زندگی می کرد که فقط خونشون2تا اتاق

3در4 داشت واسه همین هم نمیتونست تلفنی حرف بزنه پسره هم تو اون 3ماه فقط یکی دوبار گیر

داده بود که صدای سوگلی رو بشنوه

داداش میگفت یبار که پیله کرده گوشی رو دادم رفیقم صداشو دخترونه کرده و باهاش حرف زده ما

هم کلی بهش خندیدیم جالبه پسره خفن قصد ازدواج داشت اینقد التماس می کرد بیاد سوگلی رو

ببینه با اینکه اون سر کشور زندگی میکرد و از دو شهر متفاوت بودن...

پسره واسه سوگلیش یه روز درمیون شارژ می فرستاد گاهی هم هر روز داداش روزی 2بار باهاش

دعوا راه مینداخت و بهم میزد اون هم میگفت از سگ کمتره اگه باهاش آشتی کنه نیم ساعت بعد

اینقد التماس می کرد تا جواب اسشو بده{حالا نمیدونست طرف پسره و اونو اسکول کرده داداش

هم ماجراشونو تعریف می کرد و میخندید}خلاصه داداش به یه بدبختی دست به سرش کرد

چند روز پیش بعد از 6ماه اس داده که شمارتو گم کرده بودم سوگلی من دلت واست تنگ شده و..

داداش گوشی رو برداشت و گفت آقا مزاحم نشو این خط واگذار شده 

بیچاره پسره پنچر شد {اگه میدونست تمام این مدت داداشم داره سرکارش میذاره خودشو می کشت}


+فک نمیکردم یه پسر اینقد بی ظرفیت باشه که با یه بله بفرمایید اینطوری سرکار بره...

البته بنده مدتها عذاب وجدان داشتم و به داداش می گفتم گناه داره سربه سرش نذار

داداش می گفت خوبش می کنم حقشه می گفت خیلی بی تربیت و بی حیاست...


+زنگ خور گوشیم خیلی هم خوشگله...





۹۳/۰۲/۲۴ موافقین ۰ مخالفین ۰
ته خطی ...

نظرات  (۹)

۲۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۰:۳۸ آقای روان پریش
:(

نمیدونم باید چنین ادم هایی که ایجاد مزاحمت میکنن رو چکار کرد شاید کار داداشت خیلی هم خوب بوده اما .....
پاسخ:
اما خریت از خودشه به من چه ....والا
حقش بوده...
حالا فک کن ما طی یه مدت طولانی یکی ازدوستامونو فیلم کرده بودیم که فلان پسرکلاس اومده تورو ازماخواستگاری کرده...آغا ازون روزبه بعد تااون پسره رومیدیداخماشومیکشیدتوهم,جواب سلامشونمیداد..وکلا یه وضعی بود...
ماهم که فقط میخندیدیم:)))))))
پاسخ:
موافقم...
کلا مرض داشتیدا دس خودتون نبوده:D
چه داداش باحالی داری. بیچاره پسره:) میموندین قرار خواستگاریم میذاشت بعد میگفتین خط واگذار شده دیگه:)))))
پاسخ:
باحالیاشو ندیدی....:D

داداش از دستش خسته شده بود و گرنه حالا حالاها سرکار بود....
ایول به داداشت!!!
پاسخ:
:D
اینجا من اسپیکر ندارم بگوشم :(
بیچاره پسرههههههه
پاسخ:
بنداز رو گوشی بگوشش:D

اهوم....
ههههههههههه
باحال بود
زنگ گوشیتم قشنگه
پاسخ:
:D

مرسی گلم میدونم....
اگه میفهمید 3ماه سوگلیش یه مرد بوده حتما خودکشی میکرد:))
گوشی بابام که ربوده شد زنگخورش همین بود
قشنگه:)
پاسخ:
نچ نچ بیچاره خودشو حلق آویز می کرد:D

ع نکنه گوشی پدر محترم همینه که دست منه:D

دوس دارم
خسته نباشید!
بعد من شیطونم از نظر تو؟!
:)
پاسخ:
سلامت باشی
پ نه پ من شیطونم :D
خخخخخخخ

به روزیم با بابایی
Www.parishaniat.blog.ir
پاسخ:
:D

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی