::: خط خطی :::

062. اعتقاد

دوشنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۰:۰۸ ق.ظ

دیشب بهش اس میدادم انگار تو این دنیا نبود من یه چیز می پرسیدم اون یه چیز دیگه می گفت

+:ته خطی

-:جانم

+:دلم گرفته

-:چرا

+:نمیدونم ...دلم گریه میخواد

-:گریه کنی من ..........

+:دعا کن خدا تنهام نذاره

-:خدا هیچکسو تنها نمیذاره

+:کاش خدا نظر کنه

-:خدا همیشه به بنده هاش نظر داره ما گاهی حسش نمیکنیم

+:دلم گریه میخواد

-:حرف دلتو بزن بذار آروم بشی

+:تو آرومم کن

-:میخوام ولی تا دلیلشو نگی نمیتونم

+کاش بشم همون .....که به همه چی اعتقاد داشت

-:الا نداری؟

+:نه

-:به نظر من که داری هرچند کم ولی داری

+:دلم نمیلرزه

-:از چی؟

+:از اسماشون

-:خب ممکنه گاهی دلت نلرزه ...به وجودشون اعتقاد داری؟؟به پاکیشون؟؟

+:نمیدونم

-:یادته قبل عید می گفت دلت هوس زیارت کرده؟

+:اهوم

-:اگه اعتقاد نداشتی دلت هوس رفتن نمی کرد

نمازتو می خونی؟؟

+:نه :S

-:چرا تو که از خوندنش خوشحال بودی و....

+:اهوم

-:......اگه تو اعتقاد نداشتی الا اینطوری نمیشدی ببین همینکه دلت گرفته و اشکت میاد همه اش

نشونست خدا فراموشت نکرده خدا هیچکدوم از بنده هاشو فراموش نمی کنه حتی منو منی که

غرق گناهم چه برسه به تو

+:من بیشترم

-:کی گفته فقط خدا میدونه و بس منم کم گناهکار نیستم ولی به مهربونیش اعتماد دارم به

بزرگیش به عظمتش ته دلتو نگاه کن تو داری؟؟

+:چی

-:به بزرگیش و بخشندگیش اعتماد داری؟؟

.................................

................................

تا 2/5 شب باهاش حرف زدم اینقد که خوابش برد ...

نمیدونم چقد حرفام واسش مفید بود اصلا نمیدونم بهش کمکی کرد یا نه اما تو اون موقعیت چیز

زیادی تو ذهنم نمیومد...


+کسی کتابی واسه اینطور موقعیتا سراغ داره اگه PDF باشه چه بهتر ...



۹۳/۰۲/۲۹ موافقین ۰ مخالفین ۱
ته خطی ...

نظرات  (۸)

۳۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۳:۰۱ آقای روان پریش
اهان از اون لحاظ   p:
پاسخ:
از همون لحاظ....
امروز پست نذاشتی و ما دلمون پست خط خطی میخواد :(
پاسخ:
چیزی تو ذهنم نیست یعنی نه که نباشه تنبلیم میاد بنویسم :D
دلم میسوزه واسه اون طفلکی که تو قاتل شدی راهنماش...بچه مردمو از راه به در نکن:)))
پاسخ:
خیلی هم دلش و دلت بخواد....سنگ صبورم من ..:D
۲۹ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۲:۵۳ آقای روان پریش
پاسخ:
راهنمایی نداری عایا....
ایشالا که کمکش کرده باشی:) من که فک نکنم بتونم در حد تو دوستامو آروم کنم:|
 مطمئنا حالش خوب شده که خوابش برده:)))
همین که به حرفاش گوش دادیو نشستی پای دردودلش
تا خودشو سبک کنه بنظرم کمک بزرگی بش کردی
خیلی خوب باهاش صحبت کردی!افرین!فک کنم مفید بوده!!!
خیلی سخته تو این موقعیت کسی رو آروم کنی :( من که اصن بلد نیستم :(
خوبه که باش حرف زدی ..
پاسخ:
سخت واسه یه لحظشه...
به حرف زدن نیاز داشت ولی نتونستم کمک زیادی بهش بکنم...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی