::: خط خطی :::

113. اصن تقصیر منه

جمعه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۳، ۰۷:۴۷ ب.ظ


صبح مامان بیدارم کرده که چقد میخوابی و از این حرفا پا شدم می بینم ساعت 8 صبحه
{انگار نه انگار که جمعه ست}

بعد برگشته میگه مرغ رو تمیز کردم برنج هم خیسوندم ناهار رو درست کن من دیگه کاری باهات ندارم میرم کتاب بخونم

میگم مامان چی درست کنم میگه هر چی میخای درست کن

چخد سخته تصمیم گیری این مامانا چی می کشن واقعن بعد کلی فک کردن تصمیم گرفتم از مرغ بپزم بذارم تو فر

مامان میگه مگه میخوا واسه شونصد نفر غذا بپزی اینقد تو آشپزخونه ای :))))

بابا و داداش دومی رفتن کوه امروز نبودن داداش بزرگه هم مسافرته

من و مامان و داداش کوچیکه بودیم اینو درست کردم 



بعد مامان اومده تو آشپزخونه میگه این که کمه مرغ به اون بزرگی همینشو درست کردی؟؟

میگم :خو چیه 3نفریم دیگه

اینارو هم تو این هفته درست کردم

"کیک لیمو"

 "اینم باقلوا هندی بود "اولین بار بود درست کردم



"کلوچه خرمایی"

مامان میگه همینا رو درست کردی؟میگم 7تا دیگشون تو فره هنوز

میگه زحمت کشیدی {متلک انداخت این یعنی کمه}



"اینم بامیه"



اینو هم دیشب درست کردم

"نان لایه ایی خرما"


+ من هرچی درست می کنم این مامان ما یه گیر میده اصن تقصیر منه که اینقد هنرمند شدم...بوخودا



۹۳/۰۵/۱۰ موافقین ۱ مخالفین ۰
ته خطی ...

نظرات  (۲۰)

آفرین جای تبریک داره.
آفرین
پاسخ:
مرسی ازتون....
ته خطی فک کنم من و این دوستت شاپرک دعوامون شه...
شاپرک میخوای بشه عروس شمابعد یه روز درمیونم بیاد واسه ما ازین چیزمیزای خوشمزه درست کنه؟:)))))
پاسخ:
دعوا چرا ....نیلی جونم شاپرکی دخمل خوفیه چرا باهاش دوست نمیشی...:D
حالا تو بذار من داداششو بدست بیارم بعد به این چبزاش فک کن....
پس انشالا حداکثر تا 20سال آینده با اشکان خان خدمت میرسیم:)
دکتر نیلی جان من زودتر گفتم
ته خطی اشکان غیرتیه ها!!چکار سن داداش دکتر داری(آیکون خواهرشوهری که رگ گردنش قلنبه شده)
پاسخ:
دیگه جون تو و شوئر من خوب تربیتش کنیا...
ع وا حواسم نبود چشم چشم {از حالا خواهر شوئر بازی تا کی }
:D

ته خطی یه چی میگم پر رو نشو ولی بخدا تاحالا هیچ دختری رو به هنرمندی تو توعمرم ندیدم...متاسفم برای پسرای مجرد فامیلتون...
من که میگم بیا بشو زن داداشم خودم:)
پاسخ:
خاک تو سرشون منو مفت مفت از دس دادن...:))))
داداشت چن سالشه:)))
آره البته اگه صبور باشی:)
میخوام بگم مامانم برام یه داداش بیاره که بعدش بیام تو رو واسش بگیرم
که بعدترش تو واسه خواهر شوهر گلت  از اینا درست کنی:)))
پاسخ:
باشه من خیلی هم صبورم به مامانت بگو دست به کار بشه ...
راستی اسم داداشتو بذار اشکان ....همیشه تو تصوراتم اسم نیمه گمشده ام اشکان بود {آیکون رویا}

ای جااان :((
پاسخ:
:D

ته خطی جونی
مامانتو بفرست اینجا تا ببینه جوونای مملکت دارن به کجاها میرن! بعضا دیده شده نه تنها بلد نیستن اینا رو درست کنند، و نه تنها بلد نیستن اسمشون چیه! بلکه نمیدوننچطوری باید اونا رو خورد.
بعد مامانت بهت امیدوار میشه
+ خیلی کدبانویی ها. واقعا قصد ازدواج نداری؟! o_O
پاسخ:
چی بگم والا کیه که قدر بدونه....:(((
از خدا که پنهون نیست از تو چه پنهون ما قصد داریم ولینیمه پیدا شده نداریم...:)))))

ته خطی؟؟؟؟
قصد ازدواج نداری؟؟؟؟
پاسخ:
سراغ داری؟؟؟
۱۱ مرداد ۹۳ ، ۲۳:۳۸ بنای با ثوات
وووووووووووووییی خط خطی....
منم می خوااام..تو چخده هنرمندی...
من عاشق شیرینی ام..:))
پاسخ:
نظر لطفته یسرا جونم...
من عاشق قنادی ام بیشتر واسه سرگرمی این کار رو می کنم....:D
منم شیرینی دوس دارم....
ایول تو دیگه کی هستی :دی
ینی استعدادای آشپزیت داره فوران میزنه ^_^
خوشمزه بودن عایا ؟! D:
پاسخ:
ته خطی هسدم قربان :D
عاره تا دلت بخاد این کلوچه خرمایی و نون لایه ای با چایی عالین....
شما به این اعتقاد داری الان دلم خواست هان؟الان من از کجا از این چیزهای خوشمزه بیارم عکسشون که عالی شده خدا خیرت بده الان برم به  بابام بگم درست کنم اون باقلوا خیلی خوشمزه شده معلومه بقیشم عالین ای خدا اخه   این ته خطی دوسته به من دادی مثل حاج اقا پستهای خوشمزه میزاری 
واقعا پست نذاشتی تذاشتی اینجوری گذاشتی
پاسخ:
اعتقاد که یه کم دارم....
خو درست کن باور کن خیلی راحته ...اگه پودر نارگیل دوس داری پس اون باقلوارو هم دوس داری
دیگه کاریه که از دستمون برمیاد...:))))

۱۱ مرداد ۹۳ ، ۱۴:۳۳ انسان غریب
سلام

ببخشید من اولین و آخرین بارمه اینجا میام 

چه وضعشه این همه خوراکی بعد ما باید عکس بخوریم:)
پاسخ:
سلام

خوش اومدید ...چرا آخرین باره؟؟

دیگه همینه اگه دوس ندارین نخورین...:D


منم میخواممممممممممممممممممممممم...
واااااااااااااااااااااااااااااای...
آب دهن برو بالا،برو بالا عزیزم...
پاسخ:
برو بالا ....:D
وووووووووووویییی
کلاس آشپزی میری عایا؟؟؟
^_^
قصد ازدباج نداری عایا؟؟؟!
^_^
پاسخ:
نه کلاس نمیرم ولی تا دلت بخواد مجله آشپزی و قنادی دارم:D
والا من که قصدشو دارم نیمه گمشدهه نیستش...:)))))
به به!دلم خواست..
پاسخ:
:)))
همه مادرها اینجورین.. دست پخت ما رو قبول ندارن به هیچ صورتی.. مادر من هم می شینه کنار و می گه مثلاً پیراشکی درست کن. بعدشم موقع خوردن می گه مواد داخل پیراشکی رو کم گذاشتی و فلان..
پاسخ:
آخ گفتی.... 
الان ممکن نیست بچه ی کسی کبود بشه؟! هوم؟! :)))
پاسخ:
نه دیگه اون کبودی مختص وب مریمیه...:D

۱۰ مرداد ۹۳ ، ۲۱:۴۶ مهندس بهشت
چقد دلم از اینا خواست حیح حیح حیح .....
تصمیم گرفتن واس اینکه چی درست کنی از تصمیم به ازدواج هم سخت تره بوخو دا
پاسخ:
عاره والا.....
خط خطی واقعن هنرمندی :)
دختر شوهرتو از خوشی زیاد میکشی :))
پاسخ:
مرسی {آیکون ذوق زدگی}
حالا صداشو در نیار بذار بیاد بعدا به خدمتش می رسم....:D

اون سفیدای روش چیه؟؟

من گشنم شد...

پاسخ:
اونا سیب زمینی سرخ کرده قالبی...:D

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی