::: خط خطی :::

تابستون هم کم کم داره تموم میشه از تموم شدنش ناراحت نیستم شاید یجورایی خوشحالم هستم تابستون کسل کننده ای بود

اینقد یکنواخت و تکراری که فک نکنم خاطره خوبی ازش تو ذهنم بمونه آهااای پاییز منتظر اومدنت هستم مدتهاس دلم میخواد روزا زود سپری بشه

 فصل ها جاشونو عوض کنن مثلا الا زمستون باشه یا شاید هم بهار سال آینده ... باید یه تغییرات اساسی تو زندگیم بدم چجوری نمیدونم

صبح رفتیم بیرون یه دسته پول رو اپن میدونستم مال داداش دومیه خواستم سربه سرش بذارم میگم این پولا مال کیه ؟ میگه واس چی؟

دوتا پنچ تومنی ازشون برداشتم گفتم این ده تومن واس من (فک کنم توقع داشتم بگه بیخود بذار سرجاش منم بگم نوووچ نمیدم و کلی اذیتش کنم)

 گفت ببر نوش جونت .. پول رو گذاشتم سرجاش گفتم شوخی کردم من پول میخام چیکار هرچی اصرار کرد ور نداشتم تو ماشین مامان نشست

 کنارم دس کرد تو کیفش ده تومن رو داد بهم گفت رضا داد واسه تو گفت بهش بگو پول رو ورنداره پارشون میکنم میندازم دور

 با رضا بیشتر از بقیه داداشا دعوا و درگیری دارم ولی خدایی خیلی هوامو داره از اون آدماییه که وقتی باهاش قهر می کنم نیم ساعت نشده یادش میره

میاد کنارم میگه ته خطی بیا این کلیپ رو ببین خیلی باحاله یا جوک میخونه برام و ....

 اینجور ادما رو دوس دارم اینایی که هیچی تو دلشون نیس و زود فراموش می کنن برعکس من که فراموش کردن واسم سخته 

+دلم نمیخواد پولشو نگه دارم واقعن قصدم فقط یه شوخی بود:(


ته خطی ...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی