::: خط خطی :::

روزایی که گذشت

سه شنبه, ۶ مرداد ۱۳۹۴، ۰۹:۲۰ ق.ظ


عروسیای تابستونی شروع شده تا اینجاش که خوب نبود خدا بقیشو بخیر بگذرونه چند روز پیشا عروسی دعوت بودیم

 یه تالار خارج شهر شلوغ شدید یعنی کلا صاحاب مجلس با هرکی یبار سلام علیک کرده دعوتش کرد عروسی بسیار عروسی مزخرفی بود

حیف وقت گرانبهای بنده که صرف رفت و آمد شد ...غذاشون سررررد بی نمک مرغ نپخته ماست و نوشابه گررررم خدمه هم که کلا شخصیت نداشتن

 کل تالارش 4تا کولر داشت بعد انگاری مردم مشنگن همه جا جار زدن که سی ملیوون خرج تالارمون رفته

)حیف اون مواد غذایی که حروم کردن کل مهمونا چند قاشق بیشتر نخوردن تمام غذاها رفتن تو سطل آشغال) 

+نتیجه اخلاقی:هر عروسی دعوت شدین نرین مگه اینکه مطمئن بشین غذاشون عالیه ...

چند روز قبلش یه عروسی دیگه دعوت بودیم انصافا غذاش خوب بود ولی مگه بدون سرخر میشه؟یه بچه کصافد اومد خودشو انداخت رو کیف ما

 مامانش هم فقط نیگا میکرد و لبخند میزد کیفمونو برداشتیم در دسترس نباشه اینقد عررر زد کلافه شدم هر چی دم دستش رسید پرت کرد تو کله ما ...

بعد مامانش: اینجوری بود:))

کلا رفته بودم رو مود ایوبی وگرنه لهش میکردم خانمه اونور میگه کیف رو بده بچه مگه چیه 

حالا محلش ندادم حالا اگه خودش بود کیفشو میداد بچه بریزه وسط؟؟

بعد یه ربع با وساطت مامان و زن عمو کیف رو دادم میبینم بچه کلشو تا ته کرده تو کیف وسایلمو داره میندازه تو جمع ازش گرفتمش گذاشتم یه کناری

میگم کیف وسیله شخصیه نه هرکی اومد سر کنه توش باز عررر زد مامان میگه ته خطی آبرومو بردی کیف رو بده بهش بره یا قایمش کن نبینه 

آخه مادر من کیف به اون بزرگی بذارم تو جیبم که نبینه؟

منم نامردی نکردم گفتم من آبروتو بردم یا این بچه بی تربیت که مامانش درست ادبش نکرده

 دلمم خنک شد مامانش از اعماق سووخت پاشد رفت دیگه هم نیومد سرخرر

نتیجه اخلاقی:بچه اومد واسه کیفتون همون اول به مامانش غیر مستقیم یه بد و بیراه بگین

 بچه رو ورمیداره میره راحت میشین مث من ایوب بازی درنیارید:)) 

از تجربیاتم استفاده کنید بخدا من حیفم :))



۹۴/۰۵/۰۶ موافقین ۰ مخالفین ۰
ته خطی ...

نظرات  (۶)

والا منم این جور وقتا یه تیکه آبدار نثار ننه ی بچه می کنم که دمشو بذاره رو کولش و با توله اش بره! منتهی من همون اول کار چنین برنامه ای رو پیاده می کنم بدون به کار بردن صبر ایوب!
پاسخ:
خوب میکنی
کار خوبی کردی....من بودم دوتا هم بندش میکردم درست عر بزنه!!!
پاسخ:
خوب میکنی منم زین پس همین کنم
میزدی توو گوشش
پاسخ:
ایشالا دفعه بعدی میزنم:D

۰۷ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۴۵ گمـــــــشده :)
:)))
اون غذای عروسی رو خوب اومدی..حالا چطوری مطمئن شیم؟
پاسخ:
والا اونشو خودم هم نمیدونم وگرنه رکب نمیخوردم
باس یه راهی واسش پیدا کنیم:))
۰۶ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۵۲ ابوالفضل مهدوی فر
سلام
وبلاگ خوبی دارید
من هم در بلاگ وبلاگی به نام کافه کتاب.
خوشحال می شم به وبلاگ من هم سر بزنید.
اگر با تبادل لینک موافقید به من اطلاع دهید.
بدم میاد از این مامانای بیخیالِ ب تربیت که یه بچه لوس تحویل میدن
خدایا ما رو از اوناش قرار نده
پاسخ:
ما نیز ...کلا از اون ماماناییه که نمیخاد به خودش زحمت بده
آمیییین:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی